تبليغاتX
آذرآباد
 
آذرآباد
 
 
وبلاگ خبری با گرایش مطالب اقتصادی،سیاسی واجتماعي
 
گاهی وقت ها زمانی که زورمان نمی رسد ومجبوریم فلان کار را بکنیم برخلاف میل وعقیده ویا بهمان مطلب را بنویسیم در حالی که از الف تا ی آنرا منتقدیم با ژست حرفه ای گرانه در توجیه وقاحت زور پذیری خود می گوییم "من که مرده شورم".

هر زور بیشتر مرده شور می شویم و هر روز مرده شورهای بی اراده بیشتری دور برخود می بینیم وانگار مرده شوری واگیردار تمام اندیشه جامعه را می بلعد و از سر لذت باد گلو در می کند همراه با نیشخندی که به تمام هیکلمان را می لرزاند.

خواب آشفته ای شده است زندگی و بی اعتقادی به تمام اعتقادات دیگر افتخار شده و آدم هایی را می بینم که برای توجیه باد سواریشان دیگر حتی مرده شوری خود را هم بهانه نمی کنند وبا افتخار به باد پرستی خود به حقارت معتقدین مفتخر می فروشند.

جمع بستنم نه برای سبک کردن جرم خودم بلکه به این دلیل که تک تک آدم هایی را که می بینم تصویری از خودم می بینم همه ما مرده شور شده ایم.

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin  |+| نوشته شده در  شنبه هجدهم فروردین 1386ساعت 12:49  توسط علی پاکزاد  | 
آنچه که در پی می آید به قلم یکی از دوستان عزیزی است که در کامنت پست قبلی نوشته بود وچون به نظرم جالب رسید ضمن تشکر از این دوست عزیز که می دانم واقعا دغدغه هایش از جنس مردم است بطور کامل مطلب را در این پست منعکس می کنم:

امسال عید قسمت شد برم جنوب کشور. یه سری هم به جزیره هنگام زدم. دیدم که عکس دختر گمشده ای در کنار اسکله کندالو (قشم) نصب شده است. موضوع جلب توجه کرد. خلاصه بحث رسید به اونجا که یک باند معظم فروش کودکان ایرانی (اکثرا از طریق بهزیستی) در سال گذشته شناسایی و بازداشت شده اند. القصه قیمت کودک در امارات را سوال کردم. پسر بچه های 10-12 ساله تا 5 میلیون تومان و دختر بچه در همان سن حدود 10 میلیون به اعراب محترم فروخته می شود.

تمدن!!! نکته جالب داستان پدری بود که برای امرار معاش و دور از نگاه خانواده پسر بچه خود را به قیمت 5 میلیون و کمک هزینه زندگی مادام العمر ( و طبعا بدون قرارداد رسمی) به شیخ محترم فروخته بوده است که پس از کشف ماجرا توسط خانواده با کمک پلیس بین الملل ماجرا خاتمه می یابد.

دوست عزیز ماجرای به ظاهر متمدنی است که دبی با کمک بودجه غیر رسمی ما ایرانیان برای خود خلق کرده است. برج سازی آستان قدس دردی نیست که اقتصاد آزاد ایجاب می کند که منابع به سوی جایی برود که بازده بیشتری دارد.

درد،نگاه معطوف به توسعه هر جایی غیر از ایران است که در سرمایه دار ایرانی در حال نهادینه شدن است.

البته باید تذکر بدهم من هم با نظر این عزیز موافقم ولی درد من اینجاست که حرمت امامزاده بر گردن متولی آن است و وقتی دوستان حرمت ایدئولوژی خود را هم ندارند از دیگران چه انتظاری می توان داشت.

درد، سود آوری سرمایه نیست درد هزینه سرمایه ملی برای سود شخصی است.

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin  |+| نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم فروردین 1386ساعت 13:18  توسط علی پاکزاد  | 
  بالا