تبليغاتX
آذرآباد
 
آذرآباد
 
 
وبلاگ خبری با گرایش مطالب اقتصادی،سیاسی واجتماعي
 
آمار وحشت آور بود منبعی موثق خبر از سفر ۷۰۰هزار نفر ایرانی به دبی طی بیست روز می داد.

یعنی اگر بطور متوسط هزینه هر نفر را طی این سفر ها تنها ۱۰۰۰دلار دنظر بگیریم طی بیست روز گذشته ۷۰۰میلیون دلار از کشور خارج شده است.

واقعا چرا این اتفاق می افتد آیا تمام افرادی که از ایران خارج شده اند تنها به دنبال فسق وفجور بودند ویا اینکه ما نمی توانیم برای ایرانی ها امکانات تفریحی فراهم کنیم که راضی کنند باشد؟!

می توان به راحتی گفت بله تمام افرادی که برای در تعطیلات ایران مزر های کشور را پشت سر گذاشته اند تنها به دنبال اعمال خلاف اخلاق بوده اند وصورت مسئله را پاک کنیم ولی آیا می توان از متولیان منور الفکر گردشگری کشور طی ۱۸ سالی که از پایان جنگ می گذرد پرسید شما برای فراهم کردن زمینه های تفریحات سالم چه کرده اید؟

اگر تنها ده درصد از این هفتصد میلیون دلار در مناطق گردشگری کشور هزینه می شد ،این نقاط که عمده آنها دچار کمبود منابع عمرانی هستند، چه رونقی برای به همراه داشت!

دلارهای ایرانی نوش جان ترک ها واعرابی که هم نان ایرانی می خورند وهم دختران ایرانی را حراج می کنند وهم پاچه ما را می گزند و شیوخشان در حضور رییس جمهور پرآوازه ما دم از خلیج عرب می زند و جز سکوت پاسخ نمی شنود ودوستانی که متولی موقوفات تنها امام شیعه این مملکت هستند در راستای اعتلای اسلام! با پول هایی که باید خرج بیغوله نشین های ایرانی شود برج سازی در شیخ نشین ها را برعهده می گیرند.

                                   "این همه شان ملی مبارک ملت غیور ایران"

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin  |+| نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم فروردین 1386ساعت 20:41  توسط علی پاکزاد  | 

موسیو بوژو یک کشاورز ساده فرانسویی است که چون پدرش دوگل را دوست داشت او امروز ژنرال دوگل را می پرستد.

موسیو بوژو در مزرعه ای که در جنوب فرانسه دارد می تواند هرساله انگورهای خوبی برداشت کند و از زندگی خود لذت ببرد ولی مدتی است که بوژو علاقه جدیدی در زندگی پیدا کرده است،نه خیال نکنید به قول معروف زیر سرش بلند شده ،نه موسیو بوژو مثل همیشه به مادام بوژو و زندگی مشترک سی ساله اش وفاداره و در این علاقه جدید با اون تفاهم کامل داره ، حدس غلط نزنید بگذارید خودم بگم(بنویسم) موسیو بوژو از تابستان گذشته یک نقشه بزرگ به دیوار پذیرایی اش زده و سر هر غذا به سلامتی رئیس جمهور محترم کشور روی نقشه می نوشد(در خانواده بوژو این یک رسم قدیمی است که افتخارش بعد از ژنرال دوگل فقط نصیب این رییس جمهور محترم شده).

باور کنید موسیو بوژو از صمیم قلب بعد از ژنرال دوگل به این مرد محترم که زندگی او وخانواده اش را متحول کرده است عشق می ورزه و هر دفعه که لیوانش را به افتخار این مرد هزاره سوم بالا می بره چشمهای مادام بوژو پر اشک میشه انگار که سرود ملی فرانسه نواخته شده از ته دل آه میکشه ودر دل خدا را شکر میکنه که هنوز دنیا از این آدم های خوب خالی نشده.

قصه از آنجا شروع شد که موسیو بوژو سال گذشته دچار مشکل مالی شده بود ولی یک دفعه از موسیو ژرژ خبر خوبی شنید موسیو ژرژ در واقع مدیر بازرگانی شرکت تجارت میوه "دوبیروژ" است ، همون شرکتی که محصولات موسیو بوژو را هر ساله خریداری کرده و به بازار عرضه می کنه، خبر این بودکه تمام محصولاتش فروش رفته حتی انگورهایی که از سال گذشته در سردخانه منتظر عرضه به کشورهای جهان سوم بوده (چون در داخل فرانسه اجازه فروش پیدا نکرده بود و مناسب تهیه شراب هم نبود) به فروش رسیده اون هم به چند برابر قیمت وموسیو بوژو می توانست با این پول تمام مشکلاتش را حل کنه.

موسیو بوژو بعد از شنیدن این خبر وقتی که دوباره حواسش سر جاش آمد از موسیو ژرژ پرسید این اتفاق چطور ممکنه و چه کسی تمام محصول او را خریداری کرده است؟

موسیو ژرژ درپاسخ گفت تمام انگور تولید شده دو سال گذشته موسیو بوژو به کشور ایران صادر شده است.

موسیو بوژو از آن روز به بعد نقشه ایران را در کنار عکس ژنرال دوگل به دیوار زده و به رییس جمهور کشوری که مشکلات مالی او را حل کرده افتخار می کنه البته فقط یک مشکل کوچک وجود داره، مدتی است که مادام بوژو از دست شوهرش ناراحته چون چرا پول هایی که به خونه میاره بوی نفت میده و همین باعث شده که مادام بوژو برای از بین بردن این بوی زننده از لباس های شوهرش عطری را که چند سال پیش به قیمت نهصد فرانک از پاریس خریداری کرده بود را تمام کنه.

ولی موسیو بوژو نگران این مشکل کوچک نیست و خطاب به مادام بوژو میگه تا رییس جمهور های خوب توی دنیا هستند ما کشاورز ها نباید نگران نهصد فرانک های ناقابل باشیم و به مادام بوژو قول داده با پول فروش محصولات سال آینده او را برای یک سفر تفریحی به واتیکان ببره.

درود بر رییس جمهوریی که در تمام دنیا کشاورزها دوستش دارند.

 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin  |+| نوشته شده در  شنبه یازدهم فروردین 1386ساعت 0:43  توسط علی پاکزاد  | 
  بالا