|
آذرآباد
|
||
|
وبلاگ خبری با گرایش مطالب اقتصادی،سیاسی واجتماعي |
زاهد خندان دست را حايل آفتاب كرد به سمتي كه سايه مي آمد چشم دوخت.سايه نزديك ترآمد و شهرام آن زاهد دل بريده از دنيا قامت دلفريب درويش دل ريش عبدالمالك اسلام آبادي را ديد كه در ميان مردمان آن ديار وي را ازباب مجالستش با وحوش بيابان ريگي مي خواندند.
شهرام قامت راست كرده حجاب نسوان از سر باز كرده خود را در آغوش آن مرد بزرگ انداخت وگريه آغاز كردكه البته در تواريخ آنرا به اشك شوق تعبير كرده اند وچون آرام شد در آن چهره نوراني نگريسته گفت: فداي كرمت شوم كه مردمان را به تيغ وفا سر مي بري تا به زيارت معشوق نايل شوند بي فوت وقت من در اين وادي گمگشته ام وتو را خدا براي من فرستاد تا راه نجاتي بيابم واز اين وادي سر به سلامت برم ولي تو را چه شد كه از اين بي راهه سر درآوردي.
ريگي چهره به لبخندي محزون مزين كرده گفت:اي زاهد خندان چندي است كه در اين وادي سير عالم ديگر مي كني و از كار دنيا بي خبري، چون تو به مدد ياران از بند رهايي يافتي داروغه مشوش شده همه جاي ملك را به دنبال تو جستجو مي كند و براي به چنگ آوردنت جمعي از يارانت را به زنجير كشيده تا مگر تو جهت نجات ايشان راهي پايتخت شده خود را تسليم نمايي و من چون اين خبر دانستم به آن جهت كه داروغه نيز به من اقتدا كرده مردمان به زنجير طلب ديگري مي كشد ازشعف سر به بيابان نهادم و تو را در اينجا يافتم.
زاهد خندان چون اين خبر بشنيد خنده سر داد گفت:چون داروغه هم در اين راه به دين تو گرويده مردمان را به جرم ديگري گروگان گرفته زنجير و تاديب مي كند، پس من نيز به تو ايمان آورده راه بازگشت را پيش نخواهم گرفت و آنگاه بر خواسته دست دعا به سوي قبله خويش دراز كرده با خلوص نيت گفت اي ريگي اي مقتداي ما كه دنيا را به سبب دين تو به چيزمان نگرفتيم، دم و دستگاه داروغه را نيز ايضا، تو نيز مارا در اين راه ياري كن...(ادامه دارد)
تورو خدا یکی به همین یک سئوال بی جواب من پاسخ بده !
من از ایشان پرسیدم می توانم این خبر را نقل کنم که در پاسخ گفت خیر هنوز چند روزی زود است.
پس این رویای آشفته خواب پریدم وبرای آرامش خاطر به رساله تذکره شهرام جزایری عرب رجوع کردم:
تذکره شهرام جزایری عرب متخلص به زاهد خندان:
آن زاهد بزرگوار چون از بند گریخت با لباس مبدل نسوان راهی غرب شد و در اولین وادی به بیابانی بعید رسید وچون قصد وارد شدن به آن وادی را کردبی توشه، مریدان وی را از پای در راه گذاشتن برحذر می داشتند ونصیحت که بسیار مردان سراپا مسلح چون به دین وادی وارد شدند چرخبالشان به گل نشسته جان به در نبرده اند و تو بی توشه سر به سلامت نخواهی برد.
زاهد خندان که لبخند بر لب داشت در پاسخ ایشان گفت "چون تورا پول است کشتی بان غم مخور" وبی آنکه لحظه ای تامل کند پای در راه گذاشت.
گویند وی هفت شبانه روز در آن وادی راه پیمود وحتی لحظه ای حجاب نسوان را که بر تن داشت از خود دور نکرد تا از دور سایه لرزانی دید که به سوی وی می آمد...(ادامه دارد)
در دولت فعلی هم که به دلیل توجه بیش از حد دوستان به انواع دیگر انرژی همه کارهای دیگر به وقت دیگر موکول می شود، هر روز کسی متولی به راه اندازی این بورس شد ولی هنوز که هنوزه هیچ خبری از به نتیجه رسیدن این طرح به قول طراحان طلایی نشده است.
اگر درست به خاطرم باشد دکتر احمدی نژاد هم در یکی از سخنرانی های فراوان خود این بورس را به دلیل کوتاه کردن دست آمریکا از فرایند تعیین قیمت نفت! مورد تفقد قرار داده بود ولی باز هم هیچ...
امروز سایت ایسنا خبر داد بورس انرژی دبی پس از یک سال کار آزمایشی! اردیبهشت ۸۶ به طور رسمی آغاز به کار می کند.
این خبر را از باب از دست دادن یک فرصت اقتصادی دیگر به ملت غیور ایران و تمام مسئولین پیشین و پسین دولت های محترم امروز و دیروز تبریک عرض می کنم.
بورس نفت هم به فرودگاه امام و دیگر فرصت های از دست رفته پیوست.
گزیده ای از زیارت نامه عارف بزرگوار شهرام جزایری عرب:
"ای گریزان از قفس،ای مردمان را تو نفس،
ای بلنداختر شده از بستنی،ای که بی مانند در هر رستنی،
چون برای گفتن اوصاف تو،من ندارم راه در اوقاف تو،
می کنم دست دعا رو به خدا ،می شوم از جمله مردم من جدا،
می کنم در جمله دنیا من صدا، شهرام من جان من بر تو فدا"
برگرفته از تذکره شهرام جزایری عرب:
شهرام جزایری متخلص به زاهد خندان را مردمان بسیاری می شناسند، از سر حاتم نوازی که داشت وبلاخص برگزیدگان ملت را عزیز می داشت بی تامل ، در تواریخ معاصر در وصف این عارف بزرگ که بسیار مردمان در جیب او هاله های نور دیده اندآورده اند که چون به جور زمانه در بند افتاد از سر گشاده دستی بی مانندش محافظانش بر وی عشق ورزیدن آغازیدند وبعد ها همین امر سبب رهایی اش شد از بند.
اما در ایام مشقت این زاهد بزرگوار همه اسباب ریاضت را فراهم کرد و مراتب عرفان مالیه را چندتا یکی پیمود وتا به جایی رسید که چون منصورعلاف(از بزرگان عرفان مالیه که محمود چنارک نژاد را شاگرد وی دانند به چند واسطه) فریاد اناالحلال سر داده گفت مردمان به من بگروید تا از علافی رهاییتان دهم ولی چون مردم این فریاد راپیش از وی از زبان محمود چنارک نژاد شنیده بودند فرصت گرویدن به وی را پیدا نکردند و این عارف بزرگوار از کج فهمی مردمان مغموم شد از بند بگریخت و...(ادامه دارد)
بیایید دست به دعا برداریم تا وی بتواند این مسیر پر فراز ونشیب را به سرعت طی کند وبا تکیه زدن بر صندلی ریاست جمهوری ضمن تضمین ادامه راه دولت نهم در بهبود وضعیت معاش مردم ورفع تبعیض و بیکاری از چهره اقتصادی کشور مارا به سرمنزل توسعه اقتصادی رهنمون شود و با قرار دادن پرچم کشور(که درآن زمان رنگ های بیشتری به آن افزوده شده )بر قله ای که رشک تمامی ملت ها را بر می انگیزد رسالت عظیم خود را به انجام برساند.
به قول پیر زنان فامیل بترکه چشم حسود!
شاهد ماجرا توهین اخیر وزارت فرهیختگان آموزش وپرورش است به ساحت پیامبر اسلام متن اصلی بخشی از سئوالات را می توانید در وبلاگ "روابط عمومیچی بعد از این" ملاحظه کنید.
نیاز به توضیح بیشتر در مورد این سئوالات نمی بینم ولی ذکر این نکته خالی از لطف نیست که در ولایی ترین وزارت خانه کشور این اتفاق افتاده است وزارت خانه ای که از خیر وزیر محترم دولت نهم بیشترین تغییرات مدیران را آنهم با بالاترین سرعت پس از روی کار آمدن دولت نهم تجربه کرد و از خیر نگاه عقیدتی دوستان فعلی که بسیاری آن را به تفکر حجتیه نزدیک می دانند امروز شاهد عملکردی هستیم که صاحبان اندیشه شبهه رخنه اخباری گری را در این وزارت فخیمه جدی می دانند.
صد البته ذکر این نکته بد نیست که برخی از علما وهابیون را در تقسیم بندی اندیشه فرق اسلامی از جمله تفکرات نشات گرفته از اخباری گری افراطی قرار می دهند.
خدا عاقبت مارا با این شلم شوربا به خیر کند.
|
|