|
آذرآباد
|
||
|
وبلاگ خبری با گرایش مطالب اقتصادی،سیاسی واجتماعي |
برترین گزینه جهت تکیه بر مسند ریاست آتی دولت فخیمه مملکت یافت شد، اگر ابتدا به ساکن دیگری این خبر را نقل می کرد باور نمی کردم حتی اگر پیش از معجزه سوم تیر هم این فرد را به عنوان اصلح ترین منتخب جهت تصدی مقام شامخ ریاست دولت فخیمه با انگشت به من نشان می دادند با نگاهی عاقل اندر سفیه بدون حتی کلامی از کنار گوینده گذر می کردم ؛ ولی با توجه به این مهم که دکتر محمود در شرایط خطیر کنونی بر این مسند تکیه زده بی هیچ مدعی ، جز این شخص گزینه بهتری برای جانشینی ایشان نمی توان یافت.
با برگزیدن این شخص هم شان دکتر رعایت خواهد شد وهمه خواهند فهمید که مردم هنوز به آرمانهایی که ایشان فرموده اند پایبندند و از دیگر سوی شاکله امت هم برای برگزیدن رای اصلح نیاز به تفکر عمیق نخواهند داشت حتی عوام.
البته مهمترین شاخصه آنکه با قحط الرجالی که بر ملک حاکم شده وهمه ازهم بد گفته اند این بنده خدا از جمله رجلی خواهد شد که هیچ وصله جدیدی نمی توان به قبایش انداخت ؛ جز چند تخلف مالی که در بین رجل سیاسی هردو جناح ما چشم گاو است ؛ در نهایت هیچ بی ناموسی ومال مرد م خوری را هم تاکنون نتوانسته اند لک دامن مطهرش کنند.
با این اوصاف باید تذکر داد هیچ یک از شوراهای "مو از ماست کش" هم در زمره مدعیان وی نخواهند بود که از صدقه سر مردمداری ایشان آقازاده های بسیاری یتیم نوازی شده اند به حدخفقان ودر کرم وگشاده دستی گویند امروزه روز در این ملک تای حاتم طایی است.
البته اینجانب بازهم تاکید می کنم علی رغم علم به تمامی این محسنات تا پیش از امروز که نقل قول های ایشان را درمطبوعه وزین کیهان نخوانده بودم به این باور نرسیدم که قبای ریاست دولت برقامت ایشان عجب میتواند برازنده باشد.
کیهان به نقل وی آورده بود : "من میتوانم مشکل بیکاری را حل کنم. اگر 50هزار میلیارد ریال درآمد نفت را به من بدهید 5هزار میلیارد دلار ارز به این کشور می آوردم وبا انجام دوسه تخلف کوچک معضل بیکاری را برطرف می کنم".
این سطور مرا چنان به وجد آورد که اگر در حمام بودم مانند آن حکیم یونانی برهنه به میان کوی وبرزن رفته عربده می زدم" یافتم"زیرا ازچندی پیش درعجب بودم بعد از رییس فعلی دولت دیگر چه کسی می تواند بر این مسند ریاست تکیه زند وسطور جریده ثقیله کیهان وعده های انتخاباتی دکتر محمود را در ذهنم تداعی کرد که جزغلطی کوچک در تبدیل ریال به دلار به همان عظمت وطهارت و رشادت بود و راهکار عملیه ای هم که در انتهای جمله فرموده بودند همان بود که در دو سال اخیر از دولت سرزده و به حمداله همه مشکلات ملت با انجام تخلفات کوچک ازجهت اجرای قوانین حاکمه برنامه های بی مورد چند ساله وچشم اندازهای غیر مفرح در حال رفع ورجوع است بنا برهمین استدلال می توان امید داشت که با معرفی ایشان به عنوان رییس دولت آینده ادامه مسیر بی مانند دکترمحمود تضمین ودر ثبات بیشتر ملک و رساندن رفاه ملت تا لب جانشان قدم برداشته ایم.
در متن فرمایشات ایشان دلایل تورم ونوسان قیمت ها برخی سیاسی و برخی اقتصادی دانسته شده ، فراز وفرودهای متناوب قیمت ها نیز که ازبد حادثه بر سر مردم فرود می آید همه ارثیه دول قبلی و توطئه اجانب وانگار نه انگار که دولت کنونی دو سالی است سکان اقتصاد مملکت به دست گرفته وکلید دار خزانه معاش قوت لایموت مردم شده و در این دوسال هرچه به غلط یا درست پیشینیان رشته بودند بی هیچ ممیزی پنبه کرده حتی آنچه هم که به روالی رسیده بود هم از سر افاضات محیر العقول ایشان به نوسان افتاده ؛از آن جمله می توان به قیمت شکر اشاره کرد که از سر تدبیر وزیر بازرگانی چنان پایین آمده که تولید کنندگان شکر در آستانه ور شکستگی قرار دارند و از سر لج ایشان که الاوبلا باید در بورس کالاهای کشاورزی شکر تولیدی خود را بفروشید همه آنچه به عنوان حمایت از تولید داخلی انجام شده بود در حال بر باد رفتن است وآقای وزیر هم خر شیطان را رها نمی کند.
یا نگاهی به بورس اوراق بهادار بیندازیم که از صدقه سر کوچک نوازی رییس رشید دولت به دست مدیرانی افتاده که سقوط وثبات را از هم تشخیص نمی دهند چه رسد به هدایت متعالی ولابد اگر در این بلبشو تعالی مدیریتی سرمایه سهامداران خرد هم (که عمده از قشر متوسط مردم اند ومعاششان به همین اندک سرمایه وابسته ) بر باد رفت حتما وجدان هیچ مدیری در دولت جلیله لک هم بر نمی دارد چون اعتقاد راسخ دارند در این دنیا هم نه لا اقل در آندنیا خدا از حق الناس نمیگذرد.
ویامورد دیگر..
بگذریم ولی به نظر می رسد ایشان باور دارند آنچه امسال رخ داد سال دیگر رخ نخواهد داد وبه قول خودشان ارثیه شوم ارثیه شوم دول قدیمه سال دیگر بار دوش مردم نخواهد شد؛ ما هم امید داریم.
اما در این میان باید بر یک نکته مهم و درست فرمایشات رییس دولت فخیمه مهر تایید بزنم که ملت ما نه بیدی است که به این باد ها بلرزد واز آرمان خویش قدمی به عقب بردارد و این گفته صد البته درست است ولی آرمان ملت چیزی نیست که ایشان فکر می کنند که به مصادره درآمده، آرمان حقیقی ملت همیشه از صندوق های رای بر آمده ولی افسوس به قول مولانا هر کس از ظن خود آنرا خوانده.
این مردم به تمام آنچه انقلابشان را مفهوم داد ایمان دارند ولی یک چیز را بر نمی تابند وآن هم "کذاب" است؛ بسیاری از سر نادانی سکوت خاتمی را به همین فطرت واز روی سادگی دروغگویی دانستند وبه چوب راندن او واز سرناخوشنودی با کسی که روزگاری مدیرانش آمار سازی را باب دوران سازندگی کردند( امید که هدایت شده قهر مردم را دلیل دانسته باشد و دست دوستی که چند روزی است به سویش دراز کرده اند را قدر بداند)، میدان به کسی سپردند که به خوش دلی خویش صادقش می پنداشتند وامروز به قول دوستی عزیزبهای دمکراسی می پردازند.
چند وقتی است ننوشته ام نه اینکه هیچ که فقط قلم به مزدی کرده ام ،اما از خودم ودلم خبری نیست ؛دلم نمی خواست این ملک مجازی از" من" پر شود به همین دلیل از به روز کردنش طفره می رفتم ولی انگار این مرض که به جان بیافتد رهایی نداری ونوشتن می شود نفس کشیدن واز این یکی امتنا ممکن نیست دوستی می گفت درد بی درمان زیاد داریم این هم یکی.
بگذریم از که خودم ننویسم باید به همسایه سر بزنم ،همسایه ای که از خیر سیاست های دولت فخیمه "عدالت هوار" از جمع کردن سرو ته روزی ناچیز عاجزشده نه به آن دلیل که بر حسب فرموده بزرگان اقتصاد منابع محدود از پس توقعات آن چنانی بر نمی آیند مشکل جای دیگر است که هر چه توقع را پایین می آورد به حد قدرت خرید ترک تازی شده از تورم نمی رسد از خیر دولت هم مشکل مسکنش چنان حل شده که صاحب خانه با طلب اجاره دو برابر از او توقع دارد سر ماه را با باد هوا به سر ماه بعد برساند و...
از خیر سر اقتصاد پویا هم که ارزش افزوده از هر فرآورده اش فوران می زند پول ناچیزی را که به فامیلی سپرده تا از محل سود گردش آن در بازارکمک خرجی برای دوفرزند دم بخت خود فراهم کند هم به دیوار خورده فامیل محترم که روزی در بازار برو بیایی داشته با سیلی صورت سرخ می کند در این وانفسا از پس خرج خود بر نمی آید که هیچ امیدی به باز گرداندن اصل سرمایه این همسایه ما هم ندارد.
تورم رسمی 15 درصدی ، دامن زدن به انتظارات بازار،رکود فعالیت های اقتصادی ،رشد بیکاری ،افزایش هزینه های غیر عمرانی دولت و....همه وهمه کاری است که دولت فخیمه می کند با افتخار وملت هم که لابد حقشان است که حدیث آمده حق هر ملت همان است که بر وی حکومت می کند.
چه می توان کرد دوستی می گفت این دوران گذر است ودیگری که سیاست خوانده مکتب جناح حاکم است می گوید این هزینه دموکراسی است باید بپردازیم و...
البته همین دوست عزیز هم که از بد حادثه صفای باطنی دارد واز همین باب به رغم روابط نزدیک با دوستان دوران طلبگی در دانشگاه (که هر کدام در دولت جدید مسندی دارند ) دستی در سفره نعمت ندارد و اجاره نشین است؛ وقتی با تماس محترمانه صاحبخانه برای چند برابر کردن اجاره جوش آورد که انصافت کجا رفته فکر کنم بدجور از بهای سنگین دموکراسی داغ کرده بود و زیرلبی دوستان قدیم را با الفاظ نامربوط دعا می کرد.
اما در این گیر ودار که دوست ودشمن از کرده نادان نالانند می توان کاری نکرد و به قول آن دوست اول به گذر دوران امید داشت؟!
یا باید به هر وسیله ای متوسل شد و هر کس با آنچه می تواند بنویسد وبگوید وفریاد بزند که حضرات این ره که میروید به ترکستان است.
امروز دوستی می گفت ظاهرا سر دولت به سنگ خورد و رییس دولت فخیمه بودجه را به سازمان عجیزه (همان سازمان برنامه سابق) عودت داده که اصلاحش کنید این رشد ده درصدی که شما در هزینه ها آورده اید از توان خزانه خارج است ( ذکرش لازم که هم ایشان چندی پیش دم از نفت ۶۰دلاری در بودجه زده بودند وبودجه تنظیمی از صدقه سر ایشان با این ارقام نوشته شده).
وقتی خبر را شنیدم فقط در دلم آمد خدا کند میخ این بار به سنگ فرو رفته باشد.
البته همین اندک هم از سر داد وبیدادی است که از هر گوشه به نقد کرده های دولت می شود پس اگر داد بزنیم البته به زبان سید یزدی ولی با صدای دورگه وخش دار شیخ کرمانی شاید به مدد لهجه شیرین لری آن معمم دیگری کاری بشود کرد که غیر از این حساب کارمان با خداست.
|
|